دل نوشته های ناناز

شنبه ۲۰م مهر ۱۳۸۷

بدون چتر بیا

نوشته شده توسط admin در Uncategorized

تو

جغرافیای جهانی لبهات

طعم گیج ِ شعر بوسه

و مجمع الجزایر ِ بودنت

پریشان شـ/لـختگی ِ موهایم

از کوچه های بن بستگی به ماندن

خود را

رها باش!

دلم هوای شعر پرسه زدن توی چشم های تو را کرده

بوسه قدم زدن در عریانی پیاده روهایی

که امتداد راه راه پیرهنـت

بدون چتــر بیا

که شُر شُر از باران

بریـزیم

در فصلی که همه پیِِِِِِــاده روهایش

به حـافظـیه می رسـند.

شنبه ۲۰م مهر ۱۳۸۷

هوالعشق

نوشته شده توسط admin در Uncategorized

وقتی لبریزی از حسی که شاید نه سالی دوری از آمدنش،

صادقانه می غزلی خودت را

احساس ضعف می کنی

هیچ کاری برای ساختارت نمی توانی انجام بدهی

ساده می نویسی خودت را

شبیه چشمهایی که درست مثل غزلهایش کلاسیک دوستش داری

حالا شروع شده ای مثل:{می خوانیش}

بخوان مرا همقفس با هر لهجه ای که دوست داری فقط

یادت باشد پرواز را به فریادی مشترک نشسته ایم

مرا از بالهایت بی نصیب نگذار

آنجا که دل باید به دریا زد…

می باری از لبریز دستانی خیالی

بر لحظه های وسعتی از عشق خالی

حتی قفس حس پریدن دارد امشب

لبریز از شعرم در این آشفته بالی

دریای من دستان خیسم را صدا باش

در تازه آباد غزلهای شمالی

سی آسمان افتاده بودم از نگاهت

بر من ببار امشب، پرم از خشکسالی

تو سیب سرخی که نچیدن قسمتش بود

من بیست وچهار آوارگی،تکرارٍ کالی

سی آسمان دنیا ورق خورده است در من

گم می شوم در چشمهایت رنگ فالی

لبریز شیراز و شراب و شعر و حافظ

یعنی غزل باریده ای بر این حوالی

حالا مرا می پرسد از من چشمهایت

بله………………………………………

باید کنارت تا ابد خوشبخت باشم

حالا صدایم می کنی با عشق: ناناز!

جمعه ۱۹م مهر ۱۳۸۷

دریا

نوشته شده توسط admin در Uncategorized

حسرت نبرم به خواب آن مرداب
کارام درون دشت شب خفته است
دريايم و نيست باکم از طوفان
دريا همه عمر خوابش آشفته است

چهارشنبه ۱۰م مهر ۱۳۸۷

دیگر وب های ما

نوشته شده توسط admin در Uncategorized

روزهای روشن

آشیانه ای برای عشق

سخت افزار

دل گفته های مهسا

سه شنبه ۹م مهر ۱۳۸۷

پرواز

نوشته شده توسط admin در Uncategorized

تــا آخـــر دنـــيا پــــرواز كـــن بـــا مـــن
از روي سرمسـتي آواز كن با من

اين نامـــه هـاي پــر مـهر و شـيريـن را
بـا دســتان گـرمـت بـاز كن با من

گر نغمه اي داري شب تا سحر هر دم
اين حس زیبا را تو ساز كن با من

جمعه ۵م مهر ۱۳۸۷

تو را نگاه میکنم

نوشته شده توسط admin در Uncategorized

تقدیم به همسفر راه زندگی ام که تکیه گاه امن دلواپسی هامه . تقدیم به محمد دلم

تو را نگاه می کنم که خفته ای کنار من

پس از تمام اضطراب عذاب و انتظار من

تو را نگاه میکنم که دیدنی ترین تویی

و از تو حرف می زنم که گفتنی ترین تویی

من از تو حرف می زنم شب عاشقانه می شود

تو را ادامه می دهم همین ترانه می شود

تا آخرین نفس عاشقت …ناناز تو …

پنجشنبه ۴م مهر ۱۳۸۷

اوج تنهایی

نوشته شده توسط admin در Uncategorized

شب هنگام
که آسمان نگاهت تاریک می شود
من در اوج تنهایی ام
با یاد تو به خواب می روم

پنجشنبه ۴م مهر ۱۳۸۷

قلبم

نوشته شده توسط admin در Uncategorized

قلبم را مومیایی خواهم کرد !
تا از عشق ابدیتی بسازم .
تا در تاریخ
ماندگار شوی !!

پنجشنبه ۴م مهر ۱۳۸۷

امشب

نوشته شده توسط admin در Uncategorized

چه بغض آلود است امشب…
هوای وجودم، مه آلود
و صدای شب
فریاد گریه های من

پنجشنبه ۴م مهر ۱۳۸۷

حس عاشقی

نوشته شده توسط admin در Uncategorized

سرد و پاییزی می شود
حس عاشقی ام
من به گرمای وجود تو نیاز دارم

« صفحه قبلصفحه بعد