دل نوشته های ناناز

جمعه ۹م اسفند ۱۳۸۷

آرامش جان

نوشته شده توسط admin در Uncategorized

همسرم ای نام و یادت باورم
ای که در تنهایی غم یاورم
نیستی از آرزوهایم جدا
ای که هستی مهربان، بعد از خدا
بعد از او یارو دلارامم تویی
مامن و آرامش جانم تویی…

سه شنبه ۶م اسفند ۱۳۸۷

تقدیر

نوشته شده توسط admin در Uncategorized

خیالی نیست

من با تاریکی مدارا میکنم

خدا تو را پشت قرص ماه برای من نگهداشته

.

باید تقویم ورق بخورد

روزها و ماهها و سالها بگذرند

. 

تا… تو بیایی

بیایی

و به مخمل مات شبهایم ستاره بپاشی

و آنگاه

محرم عطر پیراهنم شوی

.

تو سهم من از قانون بی چون و چرای تقدیر هستی

شنبه ۳م اسفند ۱۳۸۷

آسمان نیلی رویا

نوشته شده توسط admin در Uncategorized

” می خوانی ام؟ ”

چشمهای گرم تو،

دستهای سبز شعر و

دستهای سرد من را

می زند پیوند

آفتاب از پشت چشم ابر می خندد

شعر،

با شوقی نهان آهسته می خواند :

با من از سبزی بگو ، از عشق از لبخند

در هوای ابری اسفند …

آمده ام تا بار دیگر سلام بگویم به عابران کوچه های آبانی ام ،

سلامی به بلندای عشق و به زیبائی آبان …

” در هوای تو ”

در صبورترین صبح ها ، در سپید ترین روزها

و در آسمانی ترین لحظه های بی قراری هایم قدم بر کوچه های آبانی می گذاری

پرندگان بهشتی نشسته بر شاخه های شعرم

به قد قامت نگاهت

سجده می کنند …

” واژه هایی در قفس بی تاب پرواز … ”

رد پای عشق در آغاز و پایان بهار

دل دل ِ دلشوره های آسمانی بی قرار

حال و روز لحظه هایم قصه ی تکرار هاست

انتظار و انتظار و انتظار و انتظار …

” دوستت دارم را با من بسیار بگو ”

بی بهانه به کوچه های آبانی ام قدم گذاشتی تا پس از آمدنت عطر لبخند هایم در هوای کوچه هایم بپیچد ،

عطر نگاهت ، بوی صدایت و شمیم مهربانی ات را به چارسوی دلم بیاویز ،

بگذار تمام خانه ی دلم بوی تو را بگیرد

… بوی مهربانی ات را …

برای چشم زخم ندیدن عشق مان اسپند دود می کنم در هوای ابری اسفند …

• خواب دریا دیده ام شاید که تعبیرش تویی … •

تا بهانه ای برای سلامی … بدرود

پنجشنبه ۱۷م بهمن ۱۳۸۷

دورترها

نوشته شده توسط admin در Uncategorized

از بهار

شکوفه هایی میماند که میوه خواهند شد

از من

گیسوانی که سرانگشتان تو را لمس کرده اند.