دل نوشته های ناناز

پنجشنبه ۲۶م دی ۱۳۸۷

آرام جان

نوشته شده توسط admin در Uncategorized

بهانه ی کوچک خوشبختی …

به آسمان كه مي نگرم

لبخندي به پهناي آفتاب

مهمان چهره ي تكيده ام مي شود

و خزان چشمانم را بهاري سبز در بر مي گيرد .

اين روزها

آسمان را دوست تر دارم.

خداي مهر اين آسمان مهربان را از من مگيراد كه در اين ايام

تنها دل خوشي ام همين است

كه تو نيز زير سقف آسمان من گام بر مي داري و نفس مي كشي .

آه كه چه دلخوشم

به اين بهانه ي ساده ي خوشبختي ام .

همين آرام جانم بس !

******************

و اما غزل …

ز عشق خاطره چيدن ، براي من سخت است

شبيه سايه دويدن ، براي من سخت است

تلاقي دل و دينم ، شبيه باران است

گناه را نچشيدن ، براي من سخت است

دخيل بال كبوتر شده ، دودست دلم

به آسمان نپريدن ، براي من سخت است

نه ماضي و نه مضارع كجاي افعالي؟

به فعل ها نرسيدن ، براي من سخت است

به شوق آمدنت ، چشم عشق را بستم

بيا عزيز، نديدن ، براي من سخت است

ببخش هم نفس لحظه هاي شيدائي

كه انتظار كشيدن ، براي من سخت است