تجسم
چقدر برام سخته گذشت روزا
منتظرت شدن تو این هنوزا
زمان برام سوال بی جوابه
حال دلم تو این هوا خرابه
تجسم لحظه ی با تو بودن
نشستن و برای تو سرودن
دوباره اون شبی میاد که هستی
تو بغض عاشقونه ام شکستی
دوباره صبحی که تو اینجا باشی
از خواب طولانی غصه پا شی
تجسم نگاه مهربونت
چشمای صاف مثل آسمونت
نفس کشیدن تو هوا و حالت
گم شدنم تو کوچه ی خیالت
میای و مهربون تر از همیشه
تموم غصه هام ازم دور میشه
چقدر قشنگه دستتو بگیرم
دوباره از داغی اون بمیرم
دوباره لحظه ای میاد که با تو
بشینم و صدا کنم چشا تو
یه روز میای منتظرم ببینم
دوباره عشقو با تو نازنینم………