پرواز
تــا آخـــر دنـــيا پــــرواز كـــن بـــا مـــن
از روي سرمسـتي آواز كن با من
اين نامـــه هـاي پــر مـهر و شـيريـن را
بـا دســتان گـرمـت بـاز كن با من
گر نغمه اي داري شب تا سحر هر دم
اين حس زیبا را تو ساز كن با من
دل نوشته های ناناز
تــا آخـــر دنـــيا پــــرواز كـــن بـــا مـــن
از روي سرمسـتي آواز كن با من
اين نامـــه هـاي پــر مـهر و شـيريـن را
بـا دســتان گـرمـت بـاز كن با من
گر نغمه اي داري شب تا سحر هر دم
اين حس زیبا را تو ساز كن با من
تقدیم به همسفر راه زندگی ام که تکیه گاه امن دلواپسی هامه . تقدیم به محمد دلم
تو را نگاه می کنم که خفته ای کنار من
پس از تمام اضطراب عذاب و انتظار من
تو را نگاه میکنم که دیدنی ترین تویی
و از تو حرف می زنم که گفتنی ترین تویی
من از تو حرف می زنم شب عاشقانه می شود
تو را ادامه می دهم همین ترانه می شود
تا آخرین نفس عاشقت …ناناز تو …
شب هنگام
که آسمان نگاهت تاریک می شود
من در اوج تنهایی ام
با یاد تو به خواب می روم
قلبم را مومیایی خواهم کرد !
تا از عشق ابدیتی بسازم .
تا در تاریخ
ماندگار شوی !!
چه بغض آلود است امشب…
هوای وجودم، مه آلود
و صدای شب
فریاد گریه های من
سرد و پاییزی می شود
حس عاشقی ام
من به گرمای وجود تو نیاز دارم
نوازشم کن
تا ثانیه های بی انتها…
می خواهم از عشق تو سیراب شوم
در اوج لحظه ی بودن تو
کاش باران می شدی
می باریدی
و طراوت را
در نگاهم
به ارمغان می آوردی
دلم احساس پاک تو را می خواهد
دلم نگاه مهربانت را
با نوازش های عاشقانه می خواهد
همسرم …
تو حقيقتا :
فرستاده اي از بهشت هستي
براي من …
پ.ن : همسرم حقيقتاً فرستاده اي از بهشت است براي من…
من تا نهايت آغازميروم با مهرباني كه آمده است مهربانم بماند…مي روم با او تا مهربان بمانم…
و اكنون
محتاجم تنها محتاج يك چيز…
محتاج دعاي خير شما…
…