دل نوشته های ناناز

شنبه ۹م شهریور ۱۳۸۷

برای همسرم

نوشته شده توسط admin در Uncategorized

در ازدحام ،

خانه ام ،

پارک ها ،

سینما ،

من دلم می لرزد ….

آن یگانه ترین یار

را گم کنم.

**

چهار کلمه را

برای روز مبادا نگه داشته ام

روز مبادا که اگر زبانم لال از راه برسد

با آن شعری بسازم و بخوانم

تو ـ را ـ دوست ـ دارم…..

**

دست های تو

بندهای انگشتان ، ناخن ها و….

دوباره از اول …..

گاهی چنان شعر می شوند

که می خواهم هر بیت را هزار بار زمزمه کنم….

پ. ن : همسرانه: من و تو یعنی عشق، عشق یعنی ما، ما یعنی یه دنیا خوشبختی! تو یعنی بهترین، زیباترین ،عاشق ترین،
لایق ترین…تو یعنی برای من، برای قلبم، تا ابد و برای همیشه.

جمعه ۸م شهریور ۱۳۸۷

ای همه هستی من

نوشته شده توسط admin در Uncategorized

ای که تمام خاطراتم در قلب سبز و زیبایت تداعی می شود
امشب از آسمان نیلی دلم با تو سخن می گویم
وبارها نامت را به زبان می آورم
ستارگان را همچو مرواریدهای درخشان به تو تقدیم می کنم
وهمچو آهوی خسته به جنگل سبز چشمانت پناه خواهم آورد
از جنگل سبز چشمانت عبور می کنم
و عاشقانه به باغ دلت پناه می آورم
و وجود شقایق های سرخ را همچو ستارگان آسمانی باور می دارم
و مانند نگینهای درخشنده رهسپار آسمان آبیت می شوم
نازنینُ امشب به سراغت خواهم آمد
و تمام عشقم را در دستانت خواهم گذاشت
ای که همه وجودت هستی من است
و ای که همه ی خوبی هایت را در وجود خود احساس می کنم
همیشه صدای مهربانت در ذهنم تداعی می کند
امشب از جنگل سبز چشمانت خواهم گذشت
و همیشه نگاه زیبایت را
در اعماق قلب خویش زنده نگاه خواهم داشت
ای خاطره سبز من
با تمام وجود گلبرگ های یاس عشقت را آبیاری خواهم داد
همیشه عاشقانه دوستت خواهم داشت
و در تاریکی شب عاشقانه به تو می اندیشم

چهارشنبه ۶م شهریور ۱۳۸۷

اوج عاشقی

نوشته شده توسط admin در Uncategorized

شب هنگام
که عطر واژهای عاشقانه ات
در لحظه های آرام شب می پیچد
من در اوج عاشقی ام
مست می شوم

سه شنبه ۵م شهریور ۱۳۸۷

عزیز آسمونی

نوشته شده توسط admin در Uncategorized

آروم بگیر تو دستام عزیز آسمونی

بگو که تا نهایت کنار من میمونی

بخواب رو پلک خیسم بارونو دربه در کن

یه شب به حرمت عشق با دل من سحر کن

رو هم بذار چشاتو ببین که خیلی تنهام

فاصله رو رها کن قدم بذار تو رویام

: لالایی نگامو بشنو و باورش کن

آروم بگیر تو خوابم ثانیه ها رو سر کن

آروم بگیر تو خوابم ثانیه ها رو سر کن

یه شب به حرمت عشق با دل من سحر کن

بمون تو خلوت درد لحظه به لحظه با من

پلی بزن با چشمات از این ترانه تا من

دوشنبه ۴م شهریور ۱۳۸۷

بگذار یک بار دیگر

نوشته شده توسط admin در Uncategorized

بیا این هوای دم کرده را کنار بزن!

بوسه های خاک گرفته را از پستو بیرون بیاور!

دستی به صدای خسته ام بکش!

و بگذار یک بار دیگر به تو سلام کنم

بگذار کلمات مرده ام در صدفهای صورتم جای دهم

و آنقدر نگاهت کنم

تا گونه های صورتم به رنگ نارنجها شوند

و بگذار قبل از اینکه آخرین سیب به زمین بیافتد

نام تو را یاد بگیرم

یادت باشد

بی تو بیدار نخوام شد

و صورتم را در رودخانه های عاشق نخواهم شست

بی تو گیتارها گنگ خواهند ماند

و بو ته های نعناع خشک شد

پس یادت باشد بی تو…

یکشنبه ۳م شهریور ۱۳۸۷

نوشتم عشق

نوشته شده توسط admin در Uncategorized

من از تو سبز می شوم…و تو از من…

به هم که گره بخوریم…

بختمان باز می شود…

و خوشبختی قسمتمان…!

دستانت را کم دارم برای شدن…

و آغوشت را می خواهم برای آرامشی ابدی…

برای جبران تمام دلتنگیهایم و نبودنهایت…

برای گفتن…برای شنیدن…!

تا اینکه بدانی دوستت دارم به اندازه یک عشق….

به اندازه یک بوسه…… بدون شهوت…!

پ.ن: اینجا جای اما و اگر و ای کاش نیست…

جمعه ۲۵م مرداد ۱۳۸۷

مرگ بارترین شبها

نوشته شده توسط admin در Uncategorized

در خلوت تنهایی ام

حضور مبهمت

و تصویر گنگ نگاهت

مرهمی است بر درد های کهنه دلم.

بی تو،

شب هایم بدون شبگرد عشق،

مرگ بارترین شبهاست…

سه شنبه ۲۲م مرداد ۱۳۸۷

سوارسپید پوش

نوشته شده توسط admin در Uncategorized

همیشه به افسانه های قدیم اعتقاد داشتم
به سوار سپید پوش
به
راستی جسارت نباشه
پس کی میایی؟

سه شنبه ۲۲م مرداد ۱۳۸۷

دوستی

نوشته شده توسط admin در Uncategorized

سهم هرکس از مسائل زندگی دیگری همونه که خودش اجازه داده در موردش بدونیم و تعادل چه خوبه که نه حریمت رو میشکنن و نه حریم کسی رو میشکنی.به پستوی خاطراتت سربزن!اونقدر از کلمه ها دور افتادی که انگار بعضی از واژه ها سالهاست که خوابیدن.از دوستت دارم شروع کن.این بهترین کلام واسه شروع دوبارست

واسه دوستی باید واژه های زیادی رو ملکه ذهنت کنی.محبت.صمیمیت.انتظار.اعتدال.انعطاف.انصاف.بازم بگم؟

سه شنبه ۲۲م مرداد ۱۳۸۷

دلم گرفته

نوشته شده توسط admin در Uncategorized

چرا اینقدر خمیده و رخوت زده؟

قدر راست کن

آسمان ممکن ها

خیلی خیلی خیلی بلند است

دلم گرفته

صفحه بعد