چهارشنبه ۲م خرداد ۱۳۸۶
عاقبت می گذرم
نوشته شده توسط
admin در
Uncategorized
من سفر خواهم کرد
کوله بارم همه غم
جاده ای نیست
که من را ببرد تا فردا
چه کنم با که بگوبم
که چه تنها شده ام
شب به لالایی مهتاب فروخفته و تو
بی خبر دوری شدی در نفس ثانیه ها
بی هدف در دل تاریکی افسونگر غم
می روم اشک فشان
منتظر تا که تو برگردی
ازآن روزن دور
من سفر خواهم کرد
و توهم می دانی
که شبی وحشت سنگین سکوت
به صدای من وتو می شکند
من از این شب پر حادثه
این شهر سیاه
با دلی خسته وسرد
عاقبت می گذرم
عاقبت،روز،شبی یا سحری
من سفر خواهم کرد…