دل نوشته های ناناز

دوشنبه ۲۱م اسفند ۱۳۸۵

تورا گم كرده ام

نوشته شده توسط admin در Uncategorized

تورا گم كرده ام امروز …وحالا لحظه هاي من ..گرفتار سكوتي سرد وسنگينند..وچشمانم…كه تا ديروز به عشقت مي درخشيدند …نمي داني چه غمگينند ..چراغ روشن شب بود ..برايم چشم هاي تو.. نمي دانم چه خواهد شد….پر از دلشوره ام… بي تاب ودلگيرم…..كجا ماندي كه من بي تو هزاران بار،در هر لحظه مي ميرم.

من از قصه زندگي ام نمي ترسم من از بي تو بودن به ياد تو زيستن و تنها از خاطرات گذشته مي ترسم درتمام لحظات تنهایی ام که گویی پایان نخواهد یافت تنها به تومی اندیشم به توکه احساس مرانادیده نخواهی گرفت ومراقبل ازآنکه درمرداب اندوه غرق شوم نجات خواهی داد.عشق مراخواهی ستودودرباغ کوچک قلبم ؛گل امیدخواهی کاشت. تنهاچیزی که برایم ارزشمنداست توهستی. تویی که نمی توانم حتی درخیالم به بی توبودن حتی برای یک لحظه ی کوتاه فکرکنم. نمی دانم تاکی باید صبرکنم اما دوباره صبرمی کنم چون عادت کرده ام یاد بگیرم غیرازصبرکردن وتسلی یافتن باخاطرات زیبایت چاره ای ندارم.

دوشنبه ۲۱م اسفند ۱۳۸۵

کاش بودی تا دلم تنها نبود…

نوشته شده توسط admin در Uncategorized

آره دل من دل ساده ی من تا کی می خوای خیره بمونی به عکس روی دیوار

دوشنبه ۲۱م اسفند ۱۳۸۵

منمو حسرت با تو ما شدن

نوشته شده توسط admin در Uncategorized

ترانه منتظر نمون اون دیگه رفته که بیاد

گریه رو از سر می گیریم یادم می یاد خاطرهاش

شبیه تو مثل خودت تو کوچه ها کسی نبود

لعنت به این کوچه سرد تورو از این خونه ربود

تو که نباشی اینه تو چشم کی نگاه کنه

به دست کی به عشق کی شمعدونی غنچه وا کنه

تو این شبا صدای من بی تو به جایی نرسید

ستاره ی گم شودمو ای آسمونا پس بدین

دوشنبه ۲۱م اسفند ۱۳۸۵

دلم انگاری گرفته

نوشته شده توسط admin در Uncategorized

کاش مي دونستي چقدر دلم بهانه تو را ميگيره هر روز

کاش مي دونستي چقدر دلم هواي با تو بودن را کرده

کاش مي دونستي چقدر دلم از اين روزهاي سرد

بي تو بودن گرفته

کاش مي دانستي چقدر دلم براي ضرب آهنگ قدمهايت

گرمي نفسهايت، مهرباني صدايت تنگ شده

کاش مي دانستي چقدر دلواپس تو‌ام

کاش مي دانستي چقدر تنهام ، چقدر خسته ام

و چقدر به حضور سبزت محتاجم

و همیشه از خودم می پرسم

این همه که من به تو فکر کنم

تو هم به من فکر می کنی؟