دل نوشته های ناناز

یکشنبه ۸م بهمن ۱۳۸۵

السلام عليك يا ابا عبدالله الحسين

نوشته شده توسط admin در Uncategorized

در خونه حسين(ع) عزت و آبرو ميدن
ضمه ي دلا به كام عاشقا صبو ميدن
نوكر حسين(ع) تو دنيا هميشه سرش بالاست
تو قيامت حسابش از حساب همه جداست
وقتي ارباب بي سر،پا بذاره تو محشر
قيامت غوغا ميشه بگو الله اكبر
يا حسين (ع)يا عزيز الله ،يا حسين يا عزيزالله
يا حسين يا عزيزالله،يا حسين يا عزيزالله
دلي كه حسيني غمي بهش راه نداره
گداييش خدايي عاقبت به خيري مياره
هركسي غم اشك حسين (ع) رو چشماش بشينه
به خدا عاشق ترين آدما زمينه
اين آقا مهربونه
جد صاحب زمون
به خدا عاشقاشو
به جنون ميكشونه
يا حسين(ع) يا عزيزالله ،يا حسين يا عزيزالله
يا حسين (ع) يا عزيزالله ،يا حسين يا عزيزالله
هركي از خونه رفت گرفتار بلا ميشه
هركي حسيني شد همسايه خدا مي شه
خوش به حال كسي كه الفت گرفته با امام حسين(ع)
بيمه مي شه زندگيش تحت لقاي امام حسين(ع)
بي حسين(ع) زيبا زشته
روي دلها نوشته
كربلاءحسيني
پاي تخته بهشته
يا حسين(ع) يا عزيزالله ،يا حسين يا عزيزالله
يا حسين(ع) يا عزيزالله،يا حسين يا عزيزالله

شنبه ۷م بهمن ۱۳۸۵

يا سيد الشهداء

نوشته شده توسط admin در Uncategorized

ايا عزيز العالمين
آرام قلبم يا حسين
خيلي آقا عاشقتيم
عاشق بين الحرمين
چه مي شد گر كربلايت را ما ببينيم؟
قبر قشنگت را نديده نميريم
روز روشن بي تو برام شب تازه
بگو آقا زخمهاي بدنت در چه حاله؟

شنبه ۷م بهمن ۱۳۸۵

سرزمين عشق

نوشته شده توسط admin در Uncategorized

كربلا را عشق، عالمگير كرد
قلبهاي خسته را تسخير كرد
قصه عدل علي و كينه ها
زوزه هاي خصم را شبگير كرد
انتقام ديگري درراه بود
تشنگان را تشنه كامي سير كرد
چون شنيد از بلبلان سوزعطش
روبه سوي كوچه تقدير كرد
عكس چشمانش ،دل از دريا بود
با تبسم آب را تحقير كرد

نوشته شده توسط عاشق الحسين

جمعه ۶م بهمن ۱۳۸۵

انا مجنون الحسين

نوشته شده توسط admin در Uncategorized

حيف لحظه هاي خوبي كه براي تو گذاشتم
حيف غصه هايي كه خوردم چون ازت خبر نداشتم
بعضيها وارد زندگي ما ميشوندو خيلي سريع مي روند
بعضيها براي مدتي ميمانند و روي قلب ما رد پا مي گزارند
و ما ديگرهيچ گاه همان كه بوديم نيستيم.
تو مرا مثل خاطره اي فراموش كردي و من تو را مثل خاطره اي به يادسپردم آخه اين رسم توست كه خاطره ها را فراموش كني ولي من عادت كردم به آنها دل ببندم و با آنها زندگي كنم.

در آخر ايام محرم را به همه شما دوستان عزيزم تسليت عرض ميكنم
واين شعر زيبارو تقديم به شما ميكنم

بوي سيب حريم حبيب و حسين غريبو كربوبلا
بوي ياس و ضريح عباس وخداي احساس كربوبلا
بوي عنبر ماه رخ اكبر گهواره ي اصغركربوبلا
بغض آب و فرات بي تاب و اشكاي ربابو كربوبلا
تو ذكر محراب مني تو مهر و مهتاب مني
تو باده و ساغر من تو مستيه ناب مني
بي تودلم آروم نميگيره كبوتر دل بي تو ميميره
امشب كه مست باده ي نابم مشتاق ديدار تو مهتاب
با اين كه من خوب ميدونم آدمي بي اصل وبنم
بده اجازه اي خدا عشقمو نقاشي كنم
عشقمو نقاشي كنم
خوب ميشه قلب عاشقم يه طرح خوشگل ميزنم
نقش يه مرد پهلوون طرح شمايل ميزنم
به روي صفحه ميكشم پيشونيه بلندشو
ابروهاي كمونيشو صورت آسمونيشو
تا كه به چشماش ميرسم كشيدنش چه مشكله
آخه چشاي يار من سياه خيلي خوشگله
چشاي قشنگ عباس دلمو خدايي كرده
مدد آقام ابولفضل منو كربلايي كرده
كنج قفس من ميتونم باشم بي همنفس من ميتونم باشم
بي حسين من نميتونم
آخه آقامه دوسش دارم مولامه دوسش دارم
بي ماه فروزان ميتونم باشم بي خورشيد تابان ميتونم باشم
بي ابوالفضل نميتونم
آخه سالارمه دوسش دارم سرورمه دوسش دارم
دل هركي يه ياري داره يه ياري داره دل ما با حسين
اگه اون شخص وفا نكنه وفاداري ندارم
رخ ازمن گربگردونه ديگه ياري ندارم
اگه آقام نگام نكنه خريداري ندارم
همه دنيا يه طرف حسين زهرا يه طرف
هرچي عشقه يه طرف عشق به مولا يه طرف
اون كيه كه هركسي عاشقو ديوونش ميشه
هركسي تا كه مياد گداي اين خونش ميشه
اسم اون حسين و جووني ما به فداش
خدااون روزوبيارتا كه بريم به كربلا

حسين جان

جمعه ۲۹م دی ۱۳۸۵

تقديم به بهترينم

نوشته شده توسط admin در Uncategorized

اينقدر دوست دارم بشنوي خندت مي گيره
تو نگاه مي كني و دلم تو چشمات مي ميره
اينقدر دوست دارم ديوونه بازي مي كنم
كلكم راضي نشو من تو رو شاكي مي كنم
قيمت چشماي تو قلب منه اندازه نيست
واسه دوست داشتن تونيازي به اجازه نيست
اينقدر دوست دارم حوصلت و سر مي برم
يه روزي نياي بگي ديگه تو رو دوست ندارم
ساعت ديدن تو صداي من در نمي ياد
آره تقصير منه دوست دارم خيلي زياد
اينقدر دوست دارم شماره ها خسته مي شن
تا نهايت ميرنو به چشم تو بسته مي شن

جمعه ۲۹م دی ۱۳۸۵

رازو نياز

نوشته شده توسط admin در Uncategorized

آن دم كه ستاره هاي آسمان نجيبانه سوسو مي زنند
بر دامن گسترده شب
من سيماي اعجاب انگيز تو را اي نازنين
بر روي پرنيان خيالم عاشقانه به تصوير مي كشم
و آن دم كه به سر سجاده نياز تبلور اشك را
بر گونه ام حس مي كنم
براي سلامتي تو،يگانه عشق غريبانه ام
عارفانه دست دعا را بالا مي گيرم

جمعه ۱۵م دی ۱۳۸۵

اي مهربانترين

نوشته شده توسط admin در Uncategorized

من خسته ام از هجوم نامهرباني ها
و به مهرباني تو دل بسته ام
و تو را در آسمان رفاقت و يكرنگي
با فروغ خورشيد نيلگون مشاهده كردم
خوبترين واژه هايم در سبدي از گل ياس
تقديم به تو اي مونس تنهايي هام
اي مهربان ترين…

دوشنبه ۱۱م دی ۱۳۸۵

بعد از رفتنت

نوشته شده توسط admin در Uncategorized

شبي از پشت ي تنهايي نمناك و باراني ،تورا با لهجه ي گلهاي نيلوفر صدا كردم ،تمام شب براي با طراوت ماندن
باغ قشنگ آرزوهايت دعا كردم ،پس از يك جستجوي نقره اي ،تورا از بين گلهايي كه در تنهايي ام روييده با حسرت صدا كردم و تورا در پاسخ آبي ترين موج دلم گفتي:
دلم حيران و سرگردان چشماني است رويايي،من تنها براي ديدن زيبايي،آن چشم،حريم چشمهايم رابه روي اشكي ازجنس غروب ساكت و نارنجي خورشيد گشودم.
نمي دانم چرا رفتي،نمي دانم چرا،شايد خطا كردم.
و تو بي آنكه فكر غربت چشمام من باشي ،نمي دانم كجا ،تا كي،براي چه؟ولي رفتي و بعد رفتنت باران چه مصومانه مي باريد و بعد رفتن انگار قلبي رويايي ترك برداشت و بعد از رفتنت دلم در هواي غم گم شد و
بعد از رفتن توگنجشكي كه هر روزاز كنارپنجره دانه بر مي داشت،تمام بال غرق دراندوه غربت شد و بعد از
تو رسم نوازش در غمي خاكستري گم شد،هنوز آشفته چشمهان زيباي توام.
برگرد، تورا به لحظه هاي پر گريه بر گرد.