دل نوشته های ناناز

چهارشنبه ۲۸م تیر ۱۳۸۵

مست های همیشه خواب

نوشته شده توسط admin در Uncategorized

درخشگزاری بی آب
بی راه عبور
به امید اعجاز باران
گندم می کاریم
ما مسافران
وقتی سنگین است کوله بارمان
نمی دانیم چه رها کنیم، چه بر داریم
درپست وبلند روزگار
با خوب وبد آدمها
چه پشت سرگذاشته ایم و می گذاریم
ما مست های همیشه خواب
وقتی بیدارمی شویم که نمی دانیم که هستیم
ودر اتاقی که خود چراغش را شکستیم
کورمال در پی دیوار می گردیم