دل نوشته های ناناز

سه شنبه ۱۵م مرداد ۱۳۸۷

غارتنهایی

نوشته شده توسط admin در Uncategorized

آی خدا دلگیرم ازت آی زندگی سیرم ازت
آی زندگی میمیرم و عمرمو میگیرم ازت
این غصه های لعنتی از خنده دورم میکنن
این نفسهای بی هدف زنده به گورم میکنن
چه لحظه های خوبیه ثانیه های آخره
فرشته ی مردن من منو از اینجا میبره
آی خدا دلگیرم ازت آی زندگی سیرم ازت
آی زندگی میمیرم و عمرمو میگیرم ازت
چه اعتراف تلخیه انگار رسیدم ته خط
وقت خلاصی از همس آی دنیا بیزارم ازت
زیبایی ام را پشت در می گذارم
پ.ن
ننوشتن تو این خونه ی قدیمی بدجوری آزارم میده اما نبودن تو همه چیو برام محال کرده. وبلاگم جزئی از زندگیم بود اما تو از زندگیمم باارزش تر بودی. دیگه دستم به نوشتن نمیره. واسم دعا کنین تا وجودم برگرده. تا دوباره بیام اینجا و بنویسم.خیلی محتاج دعام*

سه شنبه ۱۵م مرداد ۱۳۸۷

رویاهای گذشته

نوشته شده توسط admin در Uncategorized

رویاهای گذشتمون مثه کشمش تو آفتاب خشک شدن. هم صدا شدم با آیینه که هر لحظه از فرط دلتنگی روبه شکستنه. ساکت شدم مثه آیینه. سکوتی سنگین تر از فریاد. من و آیینه شدیم هم صدای بی صدا. یادت نره که این روزای سخت هیچ شونه ای تکیه گاه رگبار گریه هام نیست جز شونه های تو! میخوام فقط کنار خیال تو بمونم…

جدایی تاریکه:سهممو ازش ور می دارم:

سه شنبه ۱۵م مرداد ۱۳۸۷

بارانی ترین لحظه ها

نوشته شده توسط admin در Uncategorized

از مهربانی پرچین های سر راه

تا سیمهای خاردار و

رگبار..

دستهایم را بگیر

دارم باران می شوم

سه شنبه ۱۵م مرداد ۱۳۸۷

جدایی

نوشته شده توسط admin در Uncategorized

رفتی ومهردلامون عشق رویایی شده

رفتی وپرواز هم کابوس تنهایی شده

رفتی ومهتاب هم دیگرنمی آید شبی

رفتی وبارون همی یک اشک دریایی شده

رفتی ودرد جدایی را کسی مرهم نشد

بودن تو هر شبم زیبا و یلدایی شده

ای عزیز لحظه های زندگی ” ای مونسم

درکنارت شمع هم فانوس دریایی شده

دشت گل های شقایق بی جود پاک تو

مثل یک گلدون بی گل”خار تنهایی شده

هم چنان عاشق و جدا نشدنی…