غارتنهایی
آی خدا دلگیرم ازت آی زندگی سیرم ازت
آی زندگی میمیرم و عمرمو میگیرم ازت
این غصه های لعنتی از خنده دورم میکنن
این نفسهای بی هدف زنده به گورم میکنن
چه لحظه های خوبیه ثانیه های آخره
فرشته ی مردن من منو از اینجا میبره
آی خدا دلگیرم ازت آی زندگی سیرم ازت
آی زندگی میمیرم و عمرمو میگیرم ازت
چه اعتراف تلخیه انگار رسیدم ته خط
وقت خلاصی از همس آی دنیا بیزارم ازت
زیبایی ام را پشت در می گذارم
پ.ن
ننوشتن تو این خونه ی قدیمی بدجوری آزارم میده اما نبودن تو همه چیو برام محال کرده. وبلاگم جزئی از زندگیم بود اما تو از زندگیمم باارزش تر بودی. دیگه دستم به نوشتن نمیره. واسم دعا کنین تا وجودم برگرده. تا دوباره بیام اینجا و بنویسم.خیلی محتاج دعام*