فقط نگاهم کرد
نگاه كرد پنداشتم دوستم دارد *** نگاهم كرد
دل به او بستم *** نگاهم كرد
در نگاهش هزاران شور عشق خواندم *** نگاهم كرد
*** نگاهم كرد ***
ولي بعدها فهميدم كه او فقط نگاهم كرد .
دل نوشته های ناناز
نگاه كرد پنداشتم دوستم دارد *** نگاهم كرد
دل به او بستم *** نگاهم كرد
در نگاهش هزاران شور عشق خواندم *** نگاهم كرد
*** نگاهم كرد ***
ولي بعدها فهميدم كه او فقط نگاهم كرد .
نامهربانان بدانند….
محبت کوچکترين پاداش عاشق است
وعاشق خريدار محبت است
نه گدای محبت….
می دانم لحظه ای می رسد که قلب من از حرکت می ايستد.
درآن لحظه روح سرکشم،
فارغ از اين قيد وبند خاکی، رها می شود.
وچه شيرين است لحظه ی رهايی.
آرزوهایم در مه گم می شوند
. هراسان
به دنبال می دوم
دراین روزهای گنگ و بی انتها
عشقی نیست
…یاری ،
غصه ی دیداری
..
پابرهنه می دوم
به سوی ابرهای سرگردان
…گم می شوم
در هوای رمزآلود معلق
در ابرهای آشفته ی بی هیاهو
…
آرزوهای گم شده ی من
خیلی بلند اند
دستم نمی رسد
بگیرمشان
…