دل نوشته های ناناز

سه شنبه ۱۲م تیر ۱۳۸۶

مرد من

نوشته شده توسط admin در Uncategorized

بگو اي مرد من اي از تبار هر چه عاشق

بگو اي در تو جاري خون روشن شقايق

بگو اي سوخته اي بي رمق اي كوه خسته

بگو اي با تو داغ عاشقاي دل شكسته

بگو با من بگو از درد و داغت

بذار مرحم بذارم روي زخمات

بذار بارون اشك من بشوره

دوباره غصه‌ها رو از سر و پات

بذار سر روي شونم گريه سر كن

از اون شب گريه‌هاي تلخ هق هق

بذار باور كنم يه تكيه‌گاهم

براي غربت يه مرد عاشق

رها از خستگي‌هاي هميشه باورم كن

بذار تا خالي سينم برات آغوش باشه

برهنه از لباس غصه‌هاي دور و ديرين

بذار تا بوسه‌هاي من برات تن پوش باشه

تو با شعر اومدي عاشق‌تر از عشق

چراغي با تو بود از جنس خورشيد

كدوم توفان چراغ و زد روي سنگ

كتاب شعر و از دست تو دزديد؟

بگو اي مرد من اي مرد عاشق

كدوم چله از اين كوچه گذر كرد؟

هنوز باغچه برامون گل نداده

كدوم پاييز زمستون و خبر كرد؟

بذار سر روي شونم گريه سر كن

از اون شب گريه‌هاي تلخ هق هق

بذار باور كنم يه تكيه گاهم

براي غربت يه مرد عاشق

سیمین غانم