دل نوشته های ناناز

چهارشنبه ۱۹م اردیبهشت ۱۳۸۶

هنوز منتظریک نگاه کوتاهم

نوشته شده توسط admin در Uncategorized

هنوز هم عاشق نگاه مهربان تو هستم

نمی دانم چرا نمی توانم فراموشت کنم

کاش مثل تو بودم و به سادگی فراموشی را در ذهن خود

جای میدادم

ولی نمی توانم

هر روزی که از آخرین وداع ما می گذرد

عشق من به تو ای همه هستی زندگییم بیشتر، بیشتر می شود

چطور می توانم تو را فراموش کنم

توی که تمام زندگی منی ای فرشته من

من یک آرزو دارم

اینکه برگردی و ببینی که بی تو ماندن

چقدر برایم مشکل است

پس برگرد و مرا به زندگی امیدوار کن

چهارشنبه ۱۹م اردیبهشت ۱۳۸۶

به یاد من باش

نوشته شده توسط admin در Uncategorized

همیشه این چند وقته
خدا کند
که وقت شاشیدن
به یاد من باشی
همیشه در این
زمان که می گفتم
همیشه همینطوری
بدون گفتن از که خواستنها که
بدون بستنی
بدون های مربایی
همیشه می خواهم
که یاد من باشی

چهارشنبه ۱۹م اردیبهشت ۱۳۸۶

غرقاب درد

نوشته شده توسط admin در Uncategorized

میشه هیچی رو ندید فقط نگاه کرد

روزای مقدس و خوبو فدا کرد

اما عشق فریاد یک درد عمیقه

فریاد عشقو نمیشه بی صدا کرد

غربت صدای گریه هام درد بی تو بودنه

بی صدا شکستنم صدای شعرای منه

مثل خوشبختی، تو دوری از من اما همیشه

طعم گریه های تو،تلخی حرفای منه

من مصیبت رو با رفتنت شناختم

به جای ترانه هام مرثیه ساختم

چهارشنبه ۱۹م اردیبهشت ۱۳۸۶

مدفون

نوشته شده توسط admin در Uncategorized

در دامان بی نور شب
یب خیالم از کمان کالبد جهلم
سبکسار به پرواز در می آید…
از میان ناله های شبانه زاغ نالان
و تلاطم آواز دلخراش بوف بیدار
و سرود ماتم زده مرغ شب آویز
از سرزمین آفت زده بیداری
بر فراز مرداب ژرف حقیقت…
به ماوراهای دور
در پس دروازه زندگی نفوذ کند
چه خوب!!!!
ماه از تعقیب خیالم باز مانده
دیگر اکنون تنهای تنها در گور ظلمت مدفونم……….

چهارشنبه ۱۹م اردیبهشت ۱۳۸۶

خزان زندگی

نوشته شده توسط admin در Uncategorized

افسوس…
که سفر طولانی من در امتداد سایه ها
را هی به روشنی نگشود
افسوس…
که کوچه کوتاه عشق تاریکم
بی پایان در دامنه زمان نقش بسته
افسوس…
که عمر گران و پر دردم در بادیه اسارت
مثل بوسه پروانه ای سرد و زود گذر است
افسوس و صد افسوس…
که خزان زندگی گنگم
زود تر از بهارش فرارسید……..