دل نوشته های ناناز

سه شنبه ۲۱م فروردین ۱۳۸۶

پرستوی مهاجر

نوشته شده توسط admin در Uncategorized

تورفتی در سکوت کلبه ی عشق
تمامی وجود من سخت آزرد
شقایقهای این دشت پراز خون
درون سینه ام نشکفته پژمرد
تو رفتی با توعشق هم سفر کرد
شرنگ غم به کام من فروریخت
سکوت وماتم و درد وجدایی
به شبهای غم آلودم بیامیخت
سفر کردی لیکن دستهایم
کنون در حسرت وغرق و نیازند
فراق و دوری ات را چاره ای نیست
پس از تو اشکهایم چاره سازند
بیا ای زندگانی بگذر از من
که بی او زندگانی هیچ و پوچ است
فرو پاشیده شد کاشانه ی دل
پرستوی مهاجر فکر کوچ است