دل نوشته های ناناز

پنجشنبه ۱۶م فروردین ۱۳۸۶

شکست خویش

نوشته شده توسط admin در Uncategorized

من پذیرفتم شکست خویش را
پندهای عقل دور اندیش را
من پذیرفتم که عشق افسانه است
این دل درد آشنا دیوانه است
می روم شاید فراموشت کنم
با فراموشی هم آغوشت کنم
می روم از رفتنم دل شاد باش
از عذاب دیدنم آزاد باش
گرچه تو تنها تر از من می روی
آرزو دارم تو هم عاشق شوی
آرزو دارم بفهمی درد را
تلخی این برخورد های سرد را

پنجشنبه ۱۶م فروردین ۱۳۸۶

به خاطر تو

نوشته شده توسط admin در Uncategorized

همه چیز را به خاطر تو دوست دارم
من غم را در سکوت
سکوت را درشب
شب را دربستر
بستررا برای اندیشیدن به تو دوست می دارم
من عشق را درامید
امید را در تو
تو را در دل
دل راموقع تپیدن به خاطرتو دوست دارم
ای دوست من خزان را به خاطر رنگش
بهار را به خاطر شکوفه هایش
وخدایی که دل را برای تپش
تپش را در پاسخ
پاسخ را در چشمان قشنگ تو
برای عصیان زندگی آفرید
دوست دارم

پنجشنبه ۱۶م فروردین ۱۳۸۶

بیا

نوشته شده توسط admin در Uncategorized

بیا دست قشنگ مهربانت را عصایی کن که برخیزم
وشور انگیزو شاد آلود به دامان شقایق ها بیاویزم
بدزدم تیشه فرهاد عاشق را وبی پروا
چنان رعدی زنم بنای سنگی غم را فرو ریزم
بسازم کلبه ی عشقی میان بام فرداها
و حافظ وار بر بام فلک طرحی دگر از عشق اندازم
ونقش دیگری ریزم
بیا واکن لبانم را به تکرار سرود عشق
که من آن مرغ غمگین شباویزم

پنجشنبه ۱۶م فروردین ۱۳۸۶

بی توچه باید کرد

نوشته شده توسط admin در Uncategorized

گفتمش بی تو چه میباید کرد؟
عکس رخساره ی ماهش را داد..
گفتمش همدم شبهایم کو؟
تاری از زلف سیاهش را داد..
وقت رفتن همه رو می بوسید
به من از دور نگاهش را داد
یادگاری به همه داد و به من…
انتظار سر راهش را داد

پنجشنبه ۱۶م فروردین ۱۳۸۶

ملاقات خدا

نوشته شده توسط admin در Uncategorized

هیچ می دانی تک تک آن ستاره هایی که هرشب نگاه خسته اما مشتاقت
را به آنها می دوزی و آرزو میکنی که کاش می توانستی با دستهایت
سهم خودت را از آسمان برداری.اگر تو بخواهی می توانند پلکانی شوند
و تورا اوج دهند تا ملاقات خدا؟

پنجشنبه ۱۶م فروردین ۱۳۸۶

آغازی دوباره

نوشته شده توسط admin در Uncategorized

کسی با سکوتش مرا تا بیابان بی انتهای جنون برد
کسی با نگاهش مرا تا درندشت دریای خون برد
مرا باز گردان!
مرا ای به پایان رسیده آغاز گردان

پنجشنبه ۱۶م فروردین ۱۳۸۶

فقط تو

نوشته شده توسط admin در Uncategorized

چه زیباست
بخاطر تو زیستن
برای تو ماندن
به پای تو سوختن
چه تلخ وغم انگیز است
دور از تو بودن
برای تو گریستن
به عشق ودنیای تو نرسیدن
ای کاش می دانستی بدون تو
به دور از دستهای مهربانت
زندگی چه ناشکیباست