دل نوشته های ناناز

پنجشنبه ۲م فروردین ۱۳۸۶

وداع

نوشته شده توسط admin در Uncategorized

سخت است هنگام وداع
آنگاه که در می یابی
چشمانی که در حال عبور است
پاره ای از وجود تو را
نیز با خود خواهد برد

پنجشنبه ۲م فروردین ۱۳۸۶

به نام دوست که دلم دیوانه ی اوست

نوشته شده توسط admin در Uncategorized

عشق زیر ایستادن زیر باران وخیس شدن باهم نیست…!
عشق آن است که یکی چتر شود ودیگری هرگز نفهمد که چرا خیس نشد…

پنجشنبه ۲م فروردین ۱۳۸۶

عبرت عشاق

نوشته شده توسط admin در Uncategorized

شبی معشوق وقلبی سرد
حکایت با دل ما کرد
حکایت از دل او بود
ولیکن دیر و بی سود

حکایت از شب تصمیم
قدم بر یک دل عاشق
برای یک دل بیچاره و بی راه
برای سوزش قلبش به بختی بد ، به درد و آه

دلیل آورد این دل را
که من از بین عشقی سرد و بی ظاهر
و مردی که همه آوازه ی عشقش به گوش دل
تورا کشتم

جوابی آمد از قلبم
مبارک باشدت قربانی این دل
بیاویزش برای عبرت عشاق بر درگاه آن دل

پنجشنبه ۲م فروردین ۱۳۸۶

بی وفا

نوشته شده توسط admin در Uncategorized

خیال کردم توهم درد آشنایی به دل گفتم توهم همرنگ مایی
خیال کردم توهم در وادی عشق اسیر حسرت و رنج وبلایی

ندانستم تو بی مهرو وفایی نفهمیدم گرفتار هوایی

ندانستم پس دیدار شیرین نهفته چهره ی تلخ جدایی

توکه گفتی دلت عاشق ترینه دلت عاشق ترین قلب زمینه

همیشه مهربونه با دل من برای قلب تنهام همنشینه

چرا پس دل به تیر بی وفایی شده قربانی ازبی خون بهایی

نفهمیدی امید نا امیدی رها کردی دلم رفتی کجایی ؟

سپس آزار دادی روز و شب دل دل دیوانه ام آخرشد عاقل

دل غافل شد عاقل دست برداشت ز امید خیالی خام و باطل