کاش بودی تا دلم تنها نبود…
آره دل من دل ساده ی من تا کی می خوای خیره بمونی به عکس روی دیوار
دل نوشته های ناناز
آره دل من دل ساده ی من تا کی می خوای خیره بمونی به عکس روی دیوار
ترانه منتظر نمون اون دیگه رفته که بیاد
گریه رو از سر می گیریم یادم می یاد خاطرهاش
شبیه تو مثل خودت تو کوچه ها کسی نبود
لعنت به این کوچه سرد تورو از این خونه ربود
تو که نباشی اینه تو چشم کی نگاه کنه
به دست کی به عشق کی شمعدونی غنچه وا کنه
تو این شبا صدای من بی تو به جایی نرسید
ستاره ی گم شودمو ای آسمونا پس بدین
کاش مي دونستي چقدر دلم بهانه تو را ميگيره هر روز
کاش مي دونستي چقدر دلم هواي با تو بودن را کرده
کاش مي دونستي چقدر دلم از اين روزهاي سرد
بي تو بودن گرفته
کاش مي دانستي چقدر دلم براي ضرب آهنگ قدمهايت
گرمي نفسهايت، مهرباني صدايت تنگ شده
کاش مي دانستي چقدر دلواپس توام
کاش مي دانستي چقدر تنهام ، چقدر خسته ام
و چقدر به حضور سبزت محتاجم
و همیشه از خودم می پرسم
این همه که من به تو فکر کنم
تو هم به من فکر می کنی؟
دل من میخواد باهام بمونی
میمیرم اگه پیشم نمونی …
اي تنهاترين عشقم اي زيباترين عشق دنياي عاشقان امروز به تو سخني خواهم گفت سخني كه از صداي قلبم برخاسته است صداي ظريفي قلبي كه فقط براي تو كوچك و بزرگ مي شود گوش كن گوش كن تا صدايش را بشنوي تا سخنش را بشنوي سخني كه فقط براي گوش تو خواهد گفت پس گوش كن اين صداي قلبم است كه براي تو مي گويد:
اي عزيزترين كس در زندگيم
اي عشق زيبايم
اي خورشيد زندگيم
سخني با تو دارم كه از وجودم بر مي خيزد پس آن را بخوان و بدان عشق من نسبت به تو به اندازه بزرگي گيتي پهناور است
تو تنها كسي هستي كه براي من سنگ صبور شد
تو تنها كسي هستي كه براي من تبديل به صندوقچه اسرار شد
تو تنها كسي هستي كه من به او گفته ام دوستت دارم
و تو تنها كسي مي ماني كه من به او گفته ام عاشقت هستم
تو نزديك ترين كس به من هستي
آرام دهنده وجودم هستي
تكيه گاهم در زندگي پشتيبانم در روزگار و حلال مشكلاتم در سختي ها هستي
نميدانم چگونه بايد جبران كرد اين همه محبت اين همه سخاوتمندي اين همه بزرگي را
شايد بتوان با عشق آن را جبران كرد با عشقي كه صداقت در آن بدرخشد
عشقي كه با آن به هم نزديكتر شد با آن به هم رسيد و با هم ماند
اي تنهاترين عشقم بدان كه جانم در بدنم است و تا قلبم مي تپد دوستت دارم و عشق تو در دلم فزوني مي يابد
اميدوارم كه قلبم را در قلبت پذيرا باشي و درب قلبت را به روي من بگشايي
سوگند به خداي بزرگ كه تو را تا اوج آسمانهاي ترقي و پيشرفت بالا ببرم
سوگند به خداي بزرگ كه قلبهايمان را تا بي نهايت بالا برم و عشقم را به تو نشان دهم اي تنهاترين عشقم اي بهترين عشق
قلبم را پذيرا باش اي خورشيد زندگيم اي درخشان كننده زندگيم …
يادم باشد حرفي نزنم كه به كسی بربخورد
نگاهي نكنم كه دل كسي بلرزد
خطي ننويسم كه آزار دهد كسي را
يادم باشد كه روز و روزگار خوش است و تنها دل ما دل نيست
يادم باشد جواب كين را با كمتر از مهر
و جواب دو رنگي را با كمتر از صداقت ندهم
يادم باشد در برابر فريادها سكوت كنم
و براي سياهي ها نور بپاشم
يادم باشد از چشمه درس خروش بگيرم
و از آسمان درس پاك زيستن
يادم باشد سنگ خيلي تنهاست …
يادم باشد بايد با سنگ هم لطيف رفتار كنم مبادا دل تنگش بشكند
يادم باشد براي درس گرفتن و درس دادن
به دنيا آمده ام ….. نه براي تكرار اشتباهات گذشتگان
يادم باشد زندگي را دوست دارم
آرزویم این است
نتراود اشک در چشم تو هرگز مگر از شوق زیاد ،نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز،و به اندازه هر روز تو عاشق باشی ؛ عاشق انکه تو را می خواهد و به لبخند تو از خویش رها می گردد
و تو را دوست بدارد؛ به همان اندازه که دلت می خواهد.
کاش میدانستی که دستانت را نیازمندم !
کاش میدانستی که آغوشت را برای گریه کم دارم !
کاش میتوانستی بفهمی که بغض دارد خفه ام میکند !
کاش میدانستی که بودنت را همیشگی می خواهم !
کاش میتوانستی بفهمی که وقتی نیستی دلتنگی امانم نمیدهد و وقتی هستی بغض اجازه ی یاری …
کاش میدانستی که قلبم تنها برای توست …
کاش میدانستی که میتوانم آبادی را به باغت هدیه دهم …
کاش میدانستی که میتوانم پا یه پایت تا هر کجا که باشد بیایم …
کاش میدانستی که میتوانم پیچکهای تنهاییت را از باغت ریشه کن کنم …
کاش میدانستی که چه می گذرد بر من
و ای کاش میدانستی …
نازنینم تو میدانی که من از تنهایی می ترسم …
تو میدانی که من از سکوت و تاریکی می ترسم …
پس با من بمان و دستانم را همیشگی بگیر …
تنهام نذار….خواهش میکنم……..!
—————————————————-
دوستت دارم
میدونی چرا وقتی گریه میکنی چشماتو میبندی؟
وقتی میخوای بخندی
وقتی میخوای کسی رو بوس کنی
وقتی میخوای تو رویا بری چرا چشماتو میبندی؟
چون قشنگترین چیزای این دنیا دیدنی نیستن !!!!
——————————
چشم خود را به تو مديونم من اگر عشق تو نبود: چشم من همچون ابر مثل ابري انبوه آنقدر ميباريد تا جهان خانه ي ظلمت مي شد لب خود را به تو مديونم من اگر عشق تو نبود: لب من چون گل پژمرده ي باغي مي شد و لب از بوسه تهي هستيم را به تو مديونم من اگر عشق تو نبود: كوچه ها قصه ي سرد،خانه ها لانه ي زرد،چشمه ها خاكي و خشك ودر انديشه ي بيهودگيم ناگهان ميمردم ……………………………
********************
من به دو چیز عشق می ورزم یکی تو و دیگری وجود تو …
من به دو چیز اعتقاد دارم یکی خدا و دیگری تو …
من در این دنیا دو چیز می خواهم یکی تو و دیگری خوشبختی تو
من این دنیا را برای دو چیز می خواخم یکی تو و دیگری برای با تو ماندن تا همیشه ….
*************************
با غرورهر چه تمام تر و با احساس دوست داشتن بیش از حد از ته دل از تمام وجود همچون رعد وبرق اسمان در این دشت عشق در میان این همه عاشقان ودر برابر خدای عاشقان با چشمانی گریان با صداقت ویکرنگیویکدلیواحساس ارامش عشق وذکر
نام مقدس تو وبا شرمندگی فریاد میزنم
دوستت دارم عزیزم……
———————————————————
من تو را همچون کعبه ای می دانم که هر کجا باشی به سویت نماز عشق میخوانم
*************
درد عاشقی را دوائی بهتر ازمعشوق نیست شربت بیماری فرهادرا شیرین کنید
——————-
پای سگ بوسید مجنون خلق گفتن این چه بود گفت گه گاهی کوی لیلی رفته بود
——————–
عقل پرسید دشوار تر از مردن چیست عشق فرمود:فراق یار از همه دشوار تر است
——————-
تو زندگيت دنبال كسي نباش كه باهاش بتوني زندگي كني
دنبال كسي باش كه نتوني بدون اون زندگي كني
———————
جان اگر باشد دعایت میکنم
توی آسمون دنیا هرکسی ستاره داره
چرا وقتی نوبت ماست آسمون جایی نداره
واسه من تنهایی درده،درده هیچکس و نداشتن
هرگل پژمرده ای رو تو کویر سینه کاشتن
دیگه باور کردم این بار که باید تنها بمونم
تا دم لحظه مردن شعرتنهایی بخونم
هميشه از صدای تو ، من به ترانه می رسم
تو اين ترانه مردگی ، به عاشقانه میرسم
هميشه اين دل کوچيک ، اوج می گيره با صدات
بخون دوباره ماه من ، همه ستاره ها فدات
من از تو بی وقفه پٌرم ، شهامت رويا شدن
ببين سزاوارترين ، به نام من قرعه بزن
نذار بميره اين نفس ، تو عطش نگاه تو
نذار بميره و بره ، نبينه فصل تازه رو
ترانه جون میگيره باز ، تو هٌرم بيتاب تنت
رويای بی بدل ميشه ، واسه هميشه داشتنت
وقتی که اوج قصه ها ، فقط تبسم تو بود
آينه تا شکفته شد ، تبسم تو رو سرود
بانوی تا هميشه خوب ، رويای ناتموم من
ببين سزاوارترين ، به نام من قرعه بزن