دل نوشته های ناناز

یکشنبه ۳م دی ۱۳۸۵

كاش ميشد

نوشته شده توسط admin در Uncategorized

ميروي با اشك حسرت ديده ام را تركني
مي روي تا با نبودن عشق را پر پر كني
آن همه گفتي نگاهم با نگاهت زنده است
من نباشم مي تواني روزها را سر كني؟
در نبودت گريه كردم
اينكه احساس كني اينكه شور گريه ام راحس كني
باور كني سبز در عشقت شدم
كم كم تو دانستي ولي عاقبت مي خواستي در قلب من خنجر كني
بعد تو درسينه نامت مي شود يك خاطره
كاش مي شد قصه عشق مرا باور كني