دل نوشته های ناناز

جمعه ۱۷م آذر ۱۳۸۵

دوستت دارم

نوشته شده توسط admin در Uncategorized

آسمان همچو صفحه ي دل من
روشن از جلوه هاي مهتاب است
امشب از خواب خوش گريزانم
كه خيال تو خوش تر از خواب است
محمد جان تا هستم دوستت دارم
بس كه لبريزم از تو مي خواهم
بدوم در ميان صحراها
سر بكوبم به سنگ كوهستان
تن بكوبم به موج درياها
بس كه لبريزم از تومي خواهم
چون غباري زخود فرو ريزم
زير پاي تو سر نهم آرام
به سبك سايه ي تو آويزم

جمعه ۱۷م آذر ۱۳۸۵

كاش مي فهميدي

نوشته شده توسط admin در Uncategorized

كاش مي فهميدي
در خزاني كه از اين دشت مي گذرد…
سبزه ها باز چرا زردشدند…
كاش مي فهميدي
زندگي محبس بي ديواريست و
تو…محكوم…به حبس ابدي…
و عدالت ستم معتدليست كه درون رگ قانون جاريست…
كاش مي فهميدي…