چهارشنبه ۲۹م شهریور ۱۳۸۵
تنهايي
نوشته شده توسط
admin در
Uncategorized
پنجره است وشب
وتنهايي من
به هيچ مي انديشم
وبه دورست ها
در حصار غربت
سر به زانو
با دلتنگي هايي كه پيش رويم است
به صداي خفه جغد ها گوش مي دهم
وبه ديوارهاي به هم پيوسته
به اطراف مي نگرم كه جسم كوچك من
را در سكوت به ثبت مي رسانند
وغمناك ترين دقايق زندگي ام را