دل نوشته های ناناز

جمعه ۱۲م اسفند ۱۳۸۴

آخرين ديدار

نوشته شده توسط admin در Uncategorized

وقتي كه مي رفتم
در چشمه سار مردمك هايم
عشقي نمي جوشيد
اما چرا،در دشت چشمانت
سيلاب تند اشك جاري بود؟
وقتي كه من
آواي رفتن مي سرودم
با تمام شوق
آيا اميد بازگشتم در خيالت بود
يا آخرين ديدارمان را
گريه مي كردي؟