دل نوشته های ناناز

دوشنبه ۸م اسفند ۱۳۸۴

ديشب

نوشته شده توسط admin در Uncategorized

ديشب كبوتر ها به كنج غم نشستند
ديشب بلور مهرباني را شكستند
ديشب ستاره با من از شب تا سحر گاه
سرداد گريه در هواي رفاقت ماه
ديشب صداي سروها ديگر نيامد
حتي نسيم از قلب دريا بر نيامد
ديشب همه پروانه ها را سر بريدند
ديشب همه آلاله ها صد داغ ديدند
ديشب خدايا آه ديشب آه ديشب
شب نغمه تلخ چرايي داشت بر لب
اين آخرين نجواي من با آسمان بود
اين آخرين وصل من ورنگين كمان بود
اين آخرين دست نوازش بر دل من
اين آخرين امواج روي ساحل من
اين آخرين بود آخرين بود آخرين بود
اشكم به مانند دلم تنها ترين بود