دل نوشته های ناناز

شنبه ۶م اسفند ۱۳۸۴

من ديوونه

نوشته شده توسط admin در Uncategorized

من ديوونه رو باش كه نفهميدم تو چه بي رحمي
تمام مشكلم اينه كه حرفا مو نمي فهمي
منو باش كه نفهميدم تو بي ذوقي بي احساسي
دروغ بود اينكه مي گفتي تو هم محو گل ياسي
من ديوونه روباش كه شكستم با شكست تو
تو چه مردابي افتادم يه عمره با دو دست تو
من ديوونه رو باش واسه تو گريه مي كردم
تو رو باش كه نفهميدي تو شعرم گم شده دردم
من ديوونه رو باش كه به پاي چشم تو سوختم
ولي بعد يه كم بازي تو با من بد شدي كم كم
من ديوونه رو باش كه واسه عهدت قسم خوردم
باهات موندم،باهات ساختم،واست سوختم،واست مردم
من ديوونه رو باش كه به اخماي تو خنديدم
همش يك گل توباغچم بود اونم آخر واست چيدم
من ديوونه رو باش كه به خوبيم عادتت دادم
شكستي قلبمو اما نديدي رنگ فريادم
من ديوونه رو باش كه كشيدم ناز چشماتو
چه قد تلخه بدون تو ،چه قدر سخته برام با تو
من ديوونه رو باش كه خيال كردم تو مجنوني
تو حتي اسم مجنونم ،نه آوردي،نه نمي دوني
من ديوونه رو باش كه قد دنيا دوست دارم
نه اما من دوست داشتم حالا كه از تو بيزارم
من ديوونه رو باش كه واست خوندم چه قد ساده
تو حرف عاشقونم رو نشنيدي ،حاضر آماده
من ديوونه رو باش كه نشستم منتظر ،رسوا
زدي زير قولاتو ،گذاشتي باز منو تنها
منو باش كه نفهميدم منو ديگه نمي خواستي
چه قدر ديوونه اي راستي،چه قد ديوونه ام راستي
منو باش كه با يه آهنگ مي خواستم مهربونتر شم
زدي تيرو توي ذوقم نداشتي حوصله بازم
من ديوونه رو باش كه تو رو عاشق حساب كردم
چه قدر ديوونه تر چون باز ،تو را اينجا خطاب كردم
من ديوونه رو باش كه ،درسته خيلي ديوونم
جهنم مي رم اما نه،كنار تو نمي مونم
اينم يه نامه ابري ،به امضاي يه ديوونه
فقط بيچاره اون كس كه ،يه عمر با تو مي مونه