یکشنبه ۲۴م خرداد ۱۳۸۸
دختر خوشبخت
نوشته شده توسط
admin در
Uncategorized
یک دختر خوشبخت در مهسا پفک می خورد
تلنگری عاطفی که بسیار به جا و زیباست.
زن در خودش یک قبر تازه دست و پا می کرد
هر شب خودش را توی دست درد جا می کرد
از درد می پیچد به تختی که نمی خوابد
شب فکر فرداهاست وقتی که نمی خوابد
تختش پناه تازه ای در بی پناهی هاست
مهسا شبیه سالروز مرگ ماهی هاست