شنبه ۲۰م مهر ۱۳۸۷
بدون چتر بیا
نوشته شده توسط
admin در
Uncategorized
تو
جغرافیای جهانی لبهات
طعم گیج ِ شعر بوسه
و مجمع الجزایر ِ بودنت
پریشان شـ/لـختگی ِ موهایم
از کوچه های بن بستگی به ماندن
خود را
رها باش!
دلم هوای شعر پرسه زدن توی چشم های تو را کرده
بوسه قدم زدن در عریانی پیاده روهایی
که امتداد راه راه پیرهنـت
بدون چتــر بیا
که شُر شُر از باران
بریـزیم
در فصلی که همه پیِِِِِِــاده روهایش
به حـافظـیه می رسـند.