سه شنبه ۲۲م مرداد ۱۳۸۷
سوگند
نوشته شده توسط
admin در
Uncategorized
واژه هایم را آب برده.قلمم شکسته.دلم میگرید.خاطراتم روی موجهای دیروز در گذرند.خاکستر مانده نگاهت..طنین صدایت و آهنگی غمگین مرا به خویش میخواند.مرداب آرزوهایم را به دریا میسپارم.به جنگل سوخته خاطراتم سوگند :درخت یادت را باغبان خواهم بود