حضور نجیبت
قلم را دوست دارم و دل را. قلمی که ازتو بنویسد و دلی را که برای تو
بتپد.
آسمان را دوست دارم.آسمانی که تلالو ستاره هایش برق چشمان تو باشد و(باران را از آن لحظه که چکه چکه بر چتر تو چکید).
داشتن تو و عشق بی مثالت شبیه پرواز پرنده کوچکی است که در فراسوی اوهام،با بالهایی از جنس خیال، بیهوده بال میزند.
اما تو خیال نیستی.
تو آمده ای و همدل شده ای با چکامه های سبز من و روی پنجره ی غبار گرفته دلم،عشق را ثبت کرده ای و من،به حرمت و قداست این عشق،
سوگند خورده ام که تا همیشه با تو بمانم و پشت پرچین دست های امن تو،
تنهایی را به دار آویزم. دوستت دارم.
بمان همیشه بمان در کنار من که مرا
بجز خدا و تو پشت و پناه دیگر نیست
تو را که خوب وصدیقی نمی دهم ازدست
در این جهان که صداقت جواهری بدلیست
سلام
این جا وبلاگ دلنوشته های ناناز
با وبلاگ دلنوشته های مهسا تفاوت دارد اون وبلاگ دوم من هست لطفا در این مکان از به کار بردن
کلمه مهسا خودداری کنید ممنون از نظر شما.
ثبت شده در تاریخ مرداد ۲۱, ۱۳۸۷ @ ۱:۴۱ ب.ظ