دوشنبه ۳۱م تیر ۱۳۸۷
هجوم فراغت
نوشته شده توسط
admin در
Uncategorized
بزرگمرد هنر از بینمان رفت!!!!/ خانه ی سبز بی تو زرد می شود
برای خسرو شکیبایی که در فراغش سیل می گرید جهان ِ هنر
شب از مرور جاودانه ی چشمانت
پناه می برم به خانه ی سبز و بیکرانه ی تو
برای عطر اقاقی های مانده در کلامت ،
هزار بار سایه بان می شوم از نو…
ولی چه فایده دستان ِ بی امانم را
نیست در فراغ تو خانه ای به میهمانی
نیست هرگز در سکوت بی مرزت ،
هیچ مرور غم انگیزی ، آشکارا و پنهانی !
شب از هجوم تلخ ِ فراغت دو نیم می شود
و زیر بارش ِ سرخ ِ گریه هایم
عجیب می میرم و به خاطره ها تسلیم می شوم.
برای دیدنت هنوز هم می میرد شیرین
خسرو ، شکیبایی کن که می رسد اکنون
نگو که رفته ای
خانه ی سبزت ، چشم به راه ِ تو می شود ، غمگین !