یکشنبه ۱۵م اردیبهشت ۱۳۸۷
برای همسرم
نوشته شده توسط
admin در
Uncategorized
نخ وسوزن را كه بر مي دارم براي دوختن
زيبا مي شوم
وقلم را كه براي سرودن شعر
زيباتر
زيباترين مي شوم اما
وقتي كه بر مي دارم روسري ام را
براي تو
**
ميان رنگها بنفش
ميان اشياء چراغ خواب
وميان آدمها تو را انتخاب مي كنم
اي كه تختخواب و پيراهنم را پر ستاره مي كني
واتاقم را زيباترين جاي اين جهان
**
آواز مي خوانم
براي پياز وعدس
وقتي قرار است
به خانه بيايي براي ناهار
************
از سنگريزه هاي خيابان و نم نم باران
وقتي خيس شوق تو به خانه مي آيم
از عطر چاي و صداي فنجانها
كه با آشتي بيدارت مي كنند
از بند رخت، كه در تماس پيراهن تو برخود مي لرزد
از تخت خواب و چراغ خواب
از دستان من بپرس
چقدر دوستت دارم…
**
شب كه مي شود
پرده را كه مي كشي
خانه طعم عشق
خانه طعم شعر
خانه طعم هرچه آسماني است مي دهد…