دل نوشته های ناناز

جمعه ۵م بهمن ۱۳۸۶

تنهایی

نوشته شده توسط admin در Uncategorized

در واپسین لحظات در اوج سکوت وتنهای ام
صدای دلنواز یادت در قصه بی کسی ام می پیچید
باز شب می شود و من از سیاهی می هراسم
وباز از دل خسته در فراق عشق می گریم
وبر تلخی تمام غم های زندگی ام
اشک می ریزم
وقتی می خواهم چهره تورا به یاد بیاورم
چشمانم را می بندم ودر سفید رنگی آرامش بخش
چشمان تورا میبینم وصدای تورا مرور میکنم
با اینکه از برخی سکوت ها دلزده ام
با رفتن تو بود که تنهایی من رقم خورد
تورفتی ومن به یادت
با غنچه های گل نرگس،با حیاط خانه
با غم وغربت خودم
همدم وهم زبان شدم
بیا که دلتنگ توام
دل شکسته ام را فراموش نکن
همیشه با خودم فکر می کنم
ودر هر رهگذری تورا می بینم
وبا توانی که از دوستی ها می گیرم از کنارت می گذرم
من به یاد توهستم
تو هم مرا به یاد خود داشته باش

یک نظر به ' تنهایی '

پیگیری نظرات این صفحه توسط RSS.
می توانید توسط این لینک به ' تنهایی ' دنبالک ارسال کنید.

  1. امين فرمودند:

    سلام ناناز خانمي

    سلام ابجی خوبی عزیز
    عالی بود
    من اپ کردم
    منتظرم
    زود بیا
    دیر نکنی
    **************
    عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلکه نداشتن کسي است که الفباي دوست داشتن را برايت تکرار کند و تو از او رسم محبت بياموزي. عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلکه گذاشتن سدي در برابر روديست که از چشمانت جاري است. عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلکه پنهان کردن قلبي است که به اسفناک ترين حالت شکسته است. عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلکه نداشتن شانه هاي محکمي است که بتواني به آن تکيه کني و از غم زندگي برايش اشک بريزي

    (اپ کردی خبر کن)

    ثبت شده در تاریخ بهمن ۷, ۱۳۸۶ @ ۱۰:۲۱ ق.ظ

نظر دهید ...




:mrgreen: :neutral: :twisted: :shock: :smile: :???: :cool: :evil: :grin: :oops: :razz: :roll: :wink: :cry: :eek: :lol: :mad: :sad: