جمعه ۵م بهمن ۱۳۸۶
به یاد تو
نوشته شده توسط
admin در
Uncategorized
امروز بعد از گذشت آخرین ملاقاتمان
دلم برایت تنگ شده است
زمان به کندی از کنارم می گذرد
و من چقدر سخت شبهایم را به روز
وروزهایم را به شب میرسانم
اما تو بیخبر از طوفان سرنوشتی که
برایم رقم خورد
شیشه ظریف قلبم را شکستی
و مرا درمیان رویاهای همیشگی ام تنها گذاشتی
و من همواره با خاطراتت زندگی کردم
و ساعتها با وجود خیالی ات قدم زدم وگفتگو کردم
بی تو همه چیز برایم تکراریست
و روزهای هفته با آرایش نظامی ازذهنم
عبور می کند
و من برای ساختن زندگی نو
گلها را روانه ی گلدان قلبم کرده ام
و پنجره دلم را روبه افق گشوده ام
برای عاشقانه ترین نگاهت
به امید…