چهارشنبه ۵م دی ۱۳۸۶
مرزجنون
نوشته شده توسط
admin در
Uncategorized
كلماتم را در جوي سحر ميشويم
لحظههايم را در روشني بارانها
تا براي تو شعري بسرايم روشن
تا كه بيدغدغه بيابهام
سخنانم را در حضور باد
اين سالك دشت و هامون
با تو بيپرده بگويم
كه تو را
دوست ميدارم تا مرز جنون