سه شنبه ۱۵م آبان ۱۳۸۶
تا ابد توی دلم می ماند
نوشته شده توسط
admin در
Uncategorized
تا ابد توی دلم می ماند
يكنفر هست كه از پنجره ها
نرم و آهسته مرا می خواند
گرمی لهجه بارانی او
تا ابد توی دلم می ماند
يكنفر هست كه در پرده شب
طرح لبخند سپيدش پيداست
مثل لحظات خوش كودكی ام
پر ز عطر نفس شب بو هاست
يكنفر هست كه چون چلچله ها
روز و شب شيفته پر واز است
توی چشمش چمنی از احساس
توی دستش سبدی آواز است
يكنفر هست كه يادش هر روز
چون گلی توی دلم می رويد
آسمان ، باد ، كبوتر ، باران
قصه اش را به زمين می گويد
يكنفر هست كه از راه دراز
باز پيوسته مرا می خواند
گاهگاهی ز خودم می پرسم
از كجا اسم مرا می داند؟