دل نوشته های ناناز

پنجشنبه ۱م شهریور ۱۳۸۶

بازم من بازم تو

نوشته شده توسط admin در Uncategorized

از آن روز که پا به عرصه ی جهان گذاشتم ، هر روز با لطف آنکه مرا به این کره ی خاکی آورد چشم باز

کردم و هر شب تاریکیها را با امید به او ، به روز روشنتری سپری کردم.

در این گذر روز و شب ، یک در آسمان آبی قلبم تابش گرمای خورشید عشق را احساس کردم ، اما همه

چیز تمام شد .شاید برای همیشه.هنوز باور ندارم . هنوز هیچ چیز را باور ندارم . شاید دیگر هیچ گاه

صدای قدم هایت را نشنوم . شاید دیگر هیچ گاه نتوانم خبررسان قاصدک هایت باشم.

در حالی که برایت آخرین کلمات را به رشته ی تحریر درمی آورم ، فرسنگ ها از تو دور هستم .روزی را

که با من وداع کردی به خاطر بسپار .****************(اون حرفها ،توهین ها …روز ۲۸ مرداد ماه من که هیچوقت یادم نمی ره)********** روزی را که رفته ای تا برای همیشه فراموشم کنی ، هیچ گاه از

یاد نبر.

خواستم با تو باشم نخواستی . خواستم مونس و یارت باشم نخواستی . خواستم در زندگی هم قدمت

باشم نخواستی. خواستم پذیرای نگاه مهربانت باشم نخواستی. خواستم قلبم را به یادگار تقدیمت

کنم باز نخواستی . نخواستی .هیچ کدام را نخواستی ….

خداحافظ .

خداحافظ برای تو چه آسان بود ولی برای من سرآغاز پریشانی بود.

یک نظر به ' بازم من بازم تو '

پیگیری نظرات این صفحه توسط RSS.
می توانید توسط این لینک به ' بازم من بازم تو ' دنبالک ارسال کنید.

  1. محمود فرمودند:

    ناگهان طلوع كننده اى طالع گشت، درخشنده اى درخشيد، آشكار شونده اى آشكار گرديد. آنچه از جاده حق منحرف گشته بود به راه راست بازگشت، خداوند گروهى را به گروهى ديگر تبديل كرد و روزگارى را به روزگارى ديگر دگرگون ساخت. و ما همانند كسانى كه در خشكسالى، چشم انتظار بارانند، در انتظار اين دگرگونيها بوديم»…سلام دوست عزیزخجسته میلاد یگانه منجی عالم بشریت رو بهت تبریک میگم….در ضمن خلوت خیال به روز شد… در پناه او

    ثبت شده در تاریخ شهریور ۷, ۱۳۸۶ @ ۱۲:۳۶ ق.ظ

نظر دهید ...




:mrgreen: :neutral: :twisted: :shock: :smile: :???: :cool: :evil: :grin: :oops: :razz: :roll: :wink: :cry: :eek: :lol: :mad: :sad: