دل نوشته های ناناز

جمعه ۲۶م مرداد ۱۳۸۶

دوست داریم

نوشته شده توسط admin در Uncategorized

آغاز را با بوسه ای که طولانی ترین راههاست

در می نوردیم

با بوسه ای

از من، تا تو

ای عشق من!

در آمیخته از ساقه ها تا ریشه هامان

در پیوند یکی نگاه

از اعماق تو تا ژرفای من

و اینچنین

من، تو و عشق

هر سه باهمیم

تا بتوانیم هر سه با هم باشیم

تا بتواند

فقط من

فقط تو

تنها عشق باشد.

ما دردهامان را حمل کردیم

چونان سنگی بیشمار

تا دلتای هم

و به گل نشستیم

چونان دو کشتی

و به آغوشی خلیجی خاموش.

در فصلی که به گل میخک شکوفه می داد در زمین

جدامان کردند

بواسطه ترنها و ملت ها

بواسطه مرزها

ولی انگار دلتای بوروا

می دانست که ما چقدر همدیگر را دوست می داریم.

نظر دهید ...




:mrgreen: :neutral: :twisted: :shock: :smile: :???: :cool: :evil: :grin: :oops: :razz: :roll: :wink: :cry: :eek: :lol: :mad: :sad: