یکشنبه ۶م خرداد ۱۳۸۶
خدای من
نوشته شده توسط
admin در
Uncategorized
از زمین و زمان دور مانده ام
در این اتاق تنهایی من
سکوت مرا تنها نمی گذارد
فکر مرا تنها نمی گذارد
قلبم سخت سنگین می تپد
و صدایش قصد بیرون راندن سکوت را دارد
می دانم که اینجا جز همین تنهایی و سکوت هیچ
تکیه گاهی نیست
که به زمینم نزند
تنهایی و سکوت همیشه دست در دست هم مرا به
قلب خدا می برند
آنجا جای خوبی است
جایی که هیچ کس نیست
جایی که با نوازش سیراب می کنند
و با بوسه خواب
آنجا که در آغوش کشیدن خدا را می توان
و بوسه زدن بر چشمهایش را
و گریستن بر مظلومیتش را
و دیدن گریستنش را
و آرام گرفتن در آغوشش
آه ای خدای من مرا با توست
رقصیدن و پیوستن و خندیدن و گریستن
و برای توست
آمدن و رفتن و مردنم