جمعه ۲۱م اردیبهشت ۱۳۸۶
وجود پر از درد
نوشته شده توسط
admin در
Uncategorized
چشمهاي من!
اين جزيرهها که در تصرف غم است ،
اين جزيرهها که از چهارسو محاصره است ،
در هواي گريههاي نمنم است!
گرچه گريههاي گاه گاه من ..
آب ميدهد درخت درد را !
برق آه بيگناه من ..
ذوب ميکند
سد صخرههاي سخت درد را !
فکر ميکنم
عاقبت هجوم ناگهان عشق
” فتح ” ميکند
پايتخت درد را.!..