پنجشنبه ۲م فروردین ۱۳۸۶
عبرت عشاق
نوشته شده توسط
admin در
Uncategorized
شبی معشوق وقلبی سرد
حکایت با دل ما کرد
حکایت از دل او بود
ولیکن دیر و بی سود
حکایت از شب تصمیم
قدم بر یک دل عاشق
برای یک دل بیچاره و بی راه
برای سوزش قلبش به بختی بد ، به درد و آه
دلیل آورد این دل را
که من از بین عشقی سرد و بی ظاهر
و مردی که همه آوازه ی عشقش به گوش دل
تورا کشتم
جوابی آمد از قلبم
مبارک باشدت قربانی این دل
بیاویزش برای عبرت عشاق بر درگاه آن دل