پنجشنبه ۲م فروردین ۱۳۸۶
بی وفا
نوشته شده توسط
admin در
Uncategorized
خیال کردم توهم درد آشنایی به دل گفتم توهم همرنگ مایی
خیال کردم توهم در وادی عشق اسیر حسرت و رنج وبلایی
ندانستم تو بی مهرو وفایی نفهمیدم گرفتار هوایی
ندانستم پس دیدار شیرین نهفته چهره ی تلخ جدایی
توکه گفتی دلت عاشق ترینه دلت عاشق ترین قلب زمینه
همیشه مهربونه با دل من برای قلب تنهام همنشینه
چرا پس دل به تیر بی وفایی شده قربانی ازبی خون بهایی
نفهمیدی امید نا امیدی رها کردی دلم رفتی کجایی ؟
سپس آزار دادی روز و شب دل دل دیوانه ام آخرشد عاقل
دل غافل شد عاقل دست برداشت ز امید خیالی خام و باطل
با سلام و تبریک سال نو و همچنین تشکر برای نوشته های خوبتان
ثبت شده در تاریخ فروردین ۹, ۱۳۸۶ @ ۱۲:۵۴ ق.ظ