تورا گم كرده ام
تورا گم كرده ام امروز …وحالا لحظه هاي من ..گرفتار سكوتي سرد وسنگينند..وچشمانم…كه تا ديروز به عشقت مي درخشيدند …نمي داني چه غمگينند ..چراغ روشن شب بود ..برايم چشم هاي تو.. نمي دانم چه خواهد شد….پر از دلشوره ام… بي تاب ودلگيرم…..كجا ماندي كه من بي تو هزاران بار،در هر لحظه مي ميرم.
من از قصه زندگي ام نمي ترسم من از بي تو بودن به ياد تو زيستن و تنها از خاطرات گذشته مي ترسم درتمام لحظات تنهایی ام که گویی پایان نخواهد یافت تنها به تومی اندیشم به توکه احساس مرانادیده نخواهی گرفت ومراقبل ازآنکه درمرداب اندوه غرق شوم نجات خواهی داد.عشق مراخواهی ستودودرباغ کوچک قلبم ؛گل امیدخواهی کاشت. تنهاچیزی که برایم ارزشمنداست توهستی. تویی که نمی توانم حتی درخیالم به بی توبودن حتی برای یک لحظه ی کوتاه فکرکنم. نمی دانم تاکی باید صبرکنم اما دوباره صبرمی کنم چون عادت کرده ام یاد بگیرم غیرازصبرکردن وتسلی یافتن باخاطرات زیبایت چاره ای ندارم.