یکشنبه ۳۰م مهر ۱۳۸۵
اميد زندگي
نوشته شده توسط
admin در
Uncategorized
تنها اميد زندگي ام ياد کن مرا
غمگين و دلشکسته شدم شاد کن مرا
در اين خزان زرد غزلهاي ناب
ويران شده بهار من آباد کن مرا
در گير و دار عشق تو چون کوه مانده اي
کاهم اگر به چشم تو بر باد کن مرا
عاصي شدم از اين سکوت غم انگيز بي صدا
بر بام شهر عاطفه فرياد کن مرا
اين آخرين کلام دلم با نگاه توست
گاهي به احترام دلت ياد کن مرا
پارکانت :
عزیرم مرسی از این همه احساس ببخشید که مدتی سر نمی زدم مشکل داشتم .
من همیشه شما را یاری میکنم .
ثبت شده در تاریخ آبان ۳, ۱۳۸۵ @ ۱:۳۰ ب.ظ