جمعه ۷م مهر ۱۳۸۵
سكوت
نوشته شده توسط
admin در
Uncategorized
سكوت را به قيمت تنهايي ام يافتم
وبا آن زندگيم را نفس بخشيدم
ودر مقابل خستگي ها و سرزنش هايت تنها
سكوت كردم و بس!
وتو بي خيال ازكنار من گذشتي ورفتي
ومن اينك با برگهاي نارنجي وخشك درختان پاييزي
انس مي گيرم
وبا صداي خش خش اين برگها طعم عشق را مي چشم
و با نم نم بارون چشمانم،غبار دلم را شستشو مي دهم
و تو را به باد مي سپارم
واز ياد مي برم
وتنها دراين سكوت باقي مي مانم
و زندگي مي كنم…