دل نوشته های ناناز

سه شنبه ۱۰م مرداد ۱۳۸۵

عجب دل را

نوشته شده توسط admin در Uncategorized

صدایت می کنم باران
نگاهت می کنم ای عشق
وامشب شور دلتنگی
هوای خانه دل شد
عجب دل را!
ببین ما را چه حاصل شد؟
وعشق آمد
از اول، بی صدا آرام وآهسته
به نرمی آمد وبا عشق
یکدل شد
از آن پس حاکم محض خلایق شد
وما را باز سکوت شرم حاصل شد
ندایش ضربه دل شد
وآثارش درون چهره ظاهر شد
و او کم کم نوای عاشقی سر دادو
آخر،لیک منکر شد
مرا با عاشقی عهدی نبوده ست
که این را عشق ممکن شد
عجب دل را!
ببین یک لحظه غافل ماند
ولی یک عمر عاشق شد

نظرات(۳) به ' عجب دل را '

پیگیری نظرات این صفحه توسط RSS.
می توانید توسط این لینک به ' عجب دل را ' دنبالک ارسال کنید.

  1. پارکانت فرمودند:

    کاش منم میتونستم احساسم تو یه قالب شعر بهت بگم . ولی به زبون خودمونی میگم که دوستت دارم :wink:

    ثبت شده در تاریخ مرداد ۱۰, ۱۳۸۵ @ ۱:۳۹ ب.ظ

  2. yahya فرمودند:

    salam nanaz joon mamnoon az hozoore garmetoon dar webloga ba arezooye movafaghiyat barayee shoma
    khoshhal misham bazam be man sar bezanid
    roze- sahra* yahya

    ثبت شده در تاریخ مرداد ۱۴, ۱۳۸۵ @ ۱:۰۷ ب.ظ

  3. سعید فرمودند:

    سلام.عالی بود.به وبلاگ من سری بزن.نظر یادت نره

    ثبت شده در تاریخ مرداد ۲۳, ۱۳۸۵ @ ۱۱:۱۰ ق.ظ

نظر دهید ...




:mrgreen: :neutral: :twisted: :shock: :smile: :???: :cool: :evil: :grin: :oops: :razz: :roll: :wink: :cry: :eek: :lol: :mad: :sad: