دل نوشته های ناناز

جمعه ۲م تیر ۱۳۸۵

روزی ما

نوشته شده توسط admin در Uncategorized

روز ما،خورشید ما،پیوسته پشت ابر بود
ای دریغ!خورشید ما با ما همیشه قهر بود
از ازل از بهر کاری به چنگ انتظار
چاره و تدبیرما در قسمت ما صبر بود
رو به درویشی نهادیم وبه دنیا پا زدیم
روزی ما قطعه ای نان در دهان ببر بود!
نقطه پرگار هستی دیگران،آواره ایم
گردش ما چون پر کاه در هوا از جبر بود
مهربانی و مروت ها نمودیم پیشگی
مزد ما خون دل و نامهربانی اجر بود
این چنین رفت و بساط زندگی را جملگی
عمر خواندیم و دریغ و صد دریغا زجر بود!
روی آسایش ندیدم بر خود ونوع خودم
راحتی ها ای خدا،از بهر ما در قبر بود

نظر دهید ...




:mrgreen: :neutral: :twisted: :shock: :smile: :???: :cool: :evil: :grin: :oops: :razz: :roll: :wink: :cry: :eek: :lol: :mad: :sad: