دل نوشته های ناناز

یکشنبه ۲۴م اردیبهشت ۱۳۸۵

پیراهن سپید غزل

نوشته شده توسط admin در Uncategorized

صف می رود به سمت جلو نوبتم شده ست
بین من و تو فاصله هایک قدم شده ست
راه زیادی آمده ام تا رسیده ام
جایی که چهره من وتو ،روبهم شده ست
یک کاسه عسل زنگاهت کمی بربز
این جمعیت به عشق شما متهم شده است
مهمان هرشبم که برای طواف تو
پیراهن سپید غزل،کوچکم شده ست
از چشم خود شنیده ام انداختی مرا
اشکم که از چکیدن خود محترم شده ست
گفتی زراه آمده برگرد! گفتمت:
برف آمده ست گردنه پیچ و خم شده ست
تو آخر صفا و دلم آخر صف است
حرف من وتو- تازه شبیه هم شده است
گل می کنی زصحبت و بو می کنم تورا
سر می دهم تکان به تو ،یعنی:سرم شده ست
مردم من و،نوشته به دفترچه بهار
گلبرگ زرد کوچکی از شاخه کم شده ست
تلخ است روزگار دلم ای عسل فروش
کی می شود صدا بزنی نوبتم شده ست

نظرات(۳) به ' پیراهن سپید غزل '

پیگیری نظرات این صفحه توسط RSS.
می توانید توسط این لینک به ' پیراهن سپید غزل ' دنبالک ارسال کنید.

  1. محمد فرمودند:

    سلام
    مطلب خيلي قشنگي بود،من خيلي خوشم اومد مخصوصا اين جاش:
    كي مي شود صدا بزني نوبت من شده است
    اگه تونستي يه سري به من يزن

    ثبت شده در تاریخ اردیبهشت ۲۴, ۱۳۸۵ @ ۲:۲۲ ب.ظ

  2. Administrator فرمودند:

    صدايت مي كنم و تا هميشه دست در دستانت مي گزارم .

    پاركانت

    ثبت شده در تاریخ اردیبهشت ۲۴, ۱۳۸۵ @ ۸:۳۲ ب.ظ

  3. سهیک فرمودند:

    ناناز جان بادرودی گرم خدمت شما
    ازخواندن این غزل بسیارلذت بردم

    نوبت عسل هم خواهد شد
    فصل فصل عاشقی است

    برایت بهترین آرزوهارادارم نازنین دوست
    ببخشید اگر محل یاداشت مسدود است علتی دارد که درباره آن خواهم نوشت
    بدرود

    ثبت شده در تاریخ بهمن ۶, ۱۳۸۶ @ ۲:۰۳ ب.ظ

نظر دهید ...




:mrgreen: :neutral: :twisted: :shock: :smile: :???: :cool: :evil: :grin: :oops: :razz: :roll: :wink: :cry: :eek: :lol: :mad: :sad: